عیدتون مبارککک

امیدوارم تو سال جدید

سالم باشین

یاد بگیرین بچه های خوبی باشین

فحش ندین

:)به بزرگترا احترام بگذارید

🌳🌸🌳🌸🌳

باییی


برچسب‌ها: اولین عید وبه

تاريخ : شنبه سی ام اسفند ۱۳۹۹ | 12:29 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

من چرا باید همش از اینگونه پست ها گذارم؟

ببنید و خوب گوش کنید  این چند روزی پست ثابت میمونه گه شیر فهم شید 

1-رویا که مدیر سومه همه میدونن  و خب منم باهاش رابطه نزدیک دارم  بدون استثنا هرکی که فحش بده نمی دونم دعوا راه بندازه و شایعه کنه و تحمت بزنه نمیدونم تو کامنتا فحش بده به رویا میگم حذفش کنه و اونم حذف می کنه 

2-به هیچ وجه من الوجود جواب کامنت های MnMرو نمی دید و بلافاصله حذف می کنید فقطMnMنه هرکی که تو کامنتا مسخره بازی در اوردو و فحش داد

3- همین الان برین و پستای اضافتونو پاک کنین هیچ پستی نباشه که بی محتوا است و توش دعوا کردید ویا..... همه رو بدون استثنا حذف کنید

4- هرکی دسترسی بجز پیوند های روزانه داره بیاد  بهم بگه که اوضاع رو درست کنیم

و تموم شد دیگه 

اگه ناراضی هستین  یا میگین تو کی هستی که اینو میگی یا اونو میگی  منم یه نویسنده مثل شمام که دارم اوضاع رو کنترل میکنم  

وسلام نامه تمام➿ 

MnM هرچقدر میخوای کامنت بده همش حذف میشه^^

 

 



تاريخ : سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۹ | 13:55 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

کنیچوااااااااااااااااااااااااااا

تولدت مبارککککککککککککککک

همونطور که میدونی حوصله  ی اپلود عکس ندارم:/

به همین راضی باش🙂

دوست دارمممممممممم

امیدوارمممممممم همیشه شاد باشییییییییییییییییییییییییی

 



تاريخ : یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۹ | 12:52 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

خب تولدت مبارک اسکل جان

چون شکلات دوستداری بیا

🍫🍫🍫

همشو کوف.. اهم چیزه میل کن🙂



تاريخ : سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۹ | 11:15 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

🎂تولدت مبارک لاله جون🎂

🎂

امیدوارم تا همیشه لبخند رو لبت باشه

ممنون که مارا دور هم جمع کردی

تو بهترین مدیر دنیایی

امیدوارم دانشگاه تهران قبول شی

طبق ارزوی خودت

همیشه بهترینا رو برات می خوام

امیدوارم هرچی که می خوای بشی 

و به هرجایی که میخوای برسی

🎁🎉🎊



تاريخ : پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۹ | 9:30 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

خب سلاممممم

وب انیمه زدم لینکش تو لینکستان هست اگه خواستین نویسنده شین زیر پست ثابت نظر بدید

trnsfri.blogfa.com 

فعلا که از میراکلسم زده شدم:)



تاريخ : پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۹ | 14:11 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

شما که نظر نمی دید من دیگه بهتون کاری ندارم



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۹ | 13:8 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

به جان شما نمی دونستم تولد رویا بیده /=

اقا ولشششش

تولدت مبارک رویا جون خیلی میدوستمتتتتتت 

به جان ستی بهش تبریک نگید با تبر نارسیسا دو شقتون می کنوممممم

به هرحال رویا جون عاشقتمممممم مثه رامی و هستی و الیس و یخورده ای ستی♡♡♡

خب کادو که عکس نمیشه

میخوام برات قالب جدید بسازم^^

ولی یه  عکس بگذارم/=

 کادو ی رویا حا ضرههه

 

 

 

پیشنمایش

 

اگه نمیاد

http://rola.blogfa.com/ 



تاريخ : یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۹ | 8:54 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

گند زدم تو پوستر🙂💔



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۹ | 9:0 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

اقاااااااا شکر خوردم=/

حقیقتا کرم ریزی کردم

اقا من مهمترین فرد جهانم

اعتماد به نفسم تو حلق ستی

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۹ | 21:47 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

خب روزگار خوبی داشتیم:)

اما حالا نه :)

زندگی پر شده از ادمایی که ادعای دوستی دارن اما از دشمنم بدترن:)

هععییی:)

زندگی..

فکر می کردم هیچوقت از زندگی خسته نمی شم:)

اما اشتباه کردم:)

زندگی یه رویا بود:)

رویایی که هیچوقت به حقیقت نپیوست:)

ارزو ها دست نیافتنی شدن:)

وغم ها همیشگی:)

خب الان اگه خودمو پاک کنم نوشته ها هم پاک میشن؛)

اما پاک نمی کنمو دسترسیهامو می بندم:)

خوش بگذره:)

.....



تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۹ | 11:47 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

ولکام

معجزه گرها رو ترکیب کرددههههههههههههههههههه



تاريخ : پنجشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۹ | 11:53 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

هوعفففففعفف

خب دیگه داره تموم میشه

اما تو تیزر دوم اون یارو کیه؟؟

جان من بگین/=

بلاخره جرمگیرو توماس انگشنای مبارکشونو تکون دادن/=

لباس گابی((شخصیت مورد علاقممممم)) تغییر کرده ^^

و استاد فو برگشته ٪_٪

اون یارو کی بود باو؟_؟

شمشیر داشت /=

میدونست که  مری نگهبانه/=

و در نتیجه ایشونم نگهبان بود/=

اینه هو غورباقه می پرید/=

الکس و رز و الیا و جولیکا و میلن یه هوا شرور شدن/=

ولی خدایی مرده چه  ابرویی داشت/=

هاکماث جونم عزیزم ایندفعه رو گند نزن=/

ابرومونو بردی/=

کشف هویت به احتمال۹۸٪ نداریم=)

بای 

(وی غش کرد)

 

 



تاريخ : پنجشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۹ | 11:43 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

الان میام تئوری بدممممگممننمنتتااابدتن



تاريخ : پنجشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۹ | 11:33 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

این چه وضعشه؟؟

این صفحه از وب و صفحه ی قبلی رو نگاه کنین اصن پست میراکلسی هست؟؟

همش چالش و جایزه😑

شاید برای شما جذابیت داره ولی برای فرد بازدید کننده  هی۰ جذابیتی نداره😐🗡

یه نفر چالش میزاره همه میزارن دیگه😑

ریچل جون گذاشت بعدش اینو اونو ......

 واقعا بس کنین

کلافه شدیم والا

بازدیدکننده ها همش کمتر میشن 

اگه هم خیلی دوس دارین هماهنگ کنین  هرماه یه نفر چالش بذاره شرکت کنین



تاريخ : سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۹ | 14:57 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

خب خب 

اول از همه بگم که خواننده ی مورد علاقم بیلی ایلیشه (الان یکی میاد میگه  این چه وضعشه و پستات میراکلسی نیستو اینا=/)

اهنگ مورد علاقم اسمش هست همه دخترای خوب میرن جهنم=/

 


 

ترجمه 

My Lucifer is lonely
لوسیفر ( شیطان ) من تنهاست
توضیح : منظور بیلی بخش شیطانی و تیره ی وجودش هست

Standing there, killing time
اونجا وایستاده داره زمان رو تلف میکنه

Can’t commit to anything but a crime
گناه کردن تنها کاریه که از دستش بر میاد

Peter’s on vacation, an open invitation
نگهبان بهشت رفته تعطیلات ، در بهشت بازه و همه دعوتن

Animals, evidence
حیوانات ، شواهد و مدارک

Pearly Gates look more like a picket fence
درهای مرواریدی بهشت بیشتر شبیه حصارن وقتی که

Once you get inside ’em
پا بزاری بری توشون

Got friends but can’t invite them
یه سری رفیق دارم ولی نمی تونم دعوتشون کنم

Hills burn in California
تپه ها تو کالیفرنیا می سوزن
توضیح : بیلی گلایه میکنه از گرمایش زمین و تباهی سیاره توسط آدما

My turn to ignore ya
نوبت منه که نادیده بگیرمت

Don’t say I didn’t warn ya
نگین که هشدار ندادم

All the good girls go to Hell
همه دخترای خوب میرن جهنم

Cause even God herself has enemies
چون خود خدا هم یه سری دشمن داره

And once the water starts to rise
و اون موقع که سطح آب بالا بیاد

And Heaven’s out of sight
و بهشت از دید خارج شه

She’ll want the Devil on her team
اون از شیطان میخواد که بیاد سمتش

Look at you needing me
نگاه میکنم به تویی که محتاجمی

You know I’m not your friend without some greenery
میدونی که اگه پای علف وسط نباشه باهم رفاقتی نداریم

Walk in wearin’ fetters
با غل و زنجیر وارد میشی

Peter should know better
دربان بهشت این چیزا رو بهتر میدونه

Your cover up is caving in
نقابی که سرهم کرده بودی داره از بین میره

? Man is such a fool, why are we saving him
آدمیزاد احمقه ، چرا باید به فکر نجات بشریت باشیم ؟

Poisoning themselves now
خودشون دارن قبر خودشون رو میکنن ( خودشونو مسموم میکنن )

Begging for our help, wow
التماس میکنن و ازمون کمک میخوان ، عجیبه

تمومید ^^

خو 

خو حالا داستانام

اولین داستانم که فک کنم همه خونده باشینش خیلی غمگینه و اسمش مرگ برای عشقه=/

حالا می تونید بزنید تو گوگل  داستان میراکلسی غمگین =/

اولین داستان اون داستان چرته منه/=

دومین داستانم یکی بود به نام No vmpai  که حذف شد =/

بهتر/=

چرت بود=/

دومین داستانمم که واقعا خودمم دوسش دارم عشق نامحسوس بود که تا اخر تو دفترم نوشتمش ولی اصن نظر نمیاره/=

خیلی داستان جالبی داره  و کلا متفاوته  این داستان سه بخش داشت 

یه بخشش ماموریت مخفی &شروع ماورایی&پایان دردناک.

فصل اول اکشنه

فصل دو ترسناک=/

فصل سه یه چیزی نزدیک به زندگیه که باز کرم ریختم غمگینش کردم:)

خیلی ام نازه^^

حالا این داستان اخریه که حسابی طرفدار داشت=/

والا نوشتمش خودمو خالی کنم =/

فعلا پارت نمی دم =/

می خوام نامحسوس بدم=/

و مرگ برای عشقو ادامه بدم:)

 هردفعه با یه انتقاد شکسته می شدم/=

اما یه چیزی فهمیدم

دنیا پراز بالا پایینه 

هرکی با اون یکی فرق داره

صداش

چشاش

گوشش 

صورتش 

قدش

اما اینا مهم نیستن..

رفتارا

اعتقادات

طرز فکر

و حتی جوری که به دنیا نگاه می کنه فرق می کنه:)

شاید یه داستان نوشتم یکی گفت مسخره است اون یکی گفت عالیه

شاید یکی نوشتم اون گفت عالیه اون یکی گفت مسخره است:)

ببین خودت چی می خوای؟

دلت می خواد بقیه برات تعین کنن چجوری بنویسی؟ یا ازاد باشی؟

نویسندگی یعنی خودتو رها کنی دنیایی بسازی که محدودیتی نداشته باشه

نویسندگی یعنی برات مهم نباشه  دنیای واقعی چی داره! اون دتیا دنیای خودشه

می تونه هرجوری دلش می خواد خلقش کنه......


حالا هن دو تا عکس=)



تاريخ : یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۹ | 14:34 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |
تاريخ : شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۹ | 22:15 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

سلاممممم

از ارتی و س.ص ممنونمممممم که نظراتو پر کردنننننننننن

شکو: هیس/=



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۹ | 15:38 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

بچه ها من میرم  اوپینگ  داستانو بسازم حدود نیم ساعت دیگه تمومه اگه نظرات پر شد که هیچی میذارم وای اگه نه یه ۵ روز دیگه میزارمش^_^



تاريخ : پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۹ | 12:3 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

سلام :||||||

اخه کدوم ادم عاقلی تو یه روز  ۳ پارت میده:|

بازدیدکنندگان چشم غره به فاطی می روند که او خفه می شود

اقو گوه خوردم:|||||||

برای حفظ جونمم که شده باید بدم دیگع=/



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۹ | 21:23 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

نظراتو پر کردید اومدم

جدا از اون اگه نمی دادم امشب به دست الیس و ماریا به قتل رسیده بود😐

خو برید ادامه÷_÷

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۹ | 17:25 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

سلامــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

شکو:نفس بکش (-_-;) 

دارم سعی می کنم سبک داستان نویسیمو تغییر بدم

:)

معنی اسم داستان: زندگی پس از غم



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۹ | 11:18 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

اقا من دیگه طاقت نم یارم           

باید داستان بدمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

بازدید کننده ها: -ــــــــــــــــ-

خو خو

مریکت شیپرای گلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  

شکو: جو گیر شده بچم -ــــ-

خو بگم که می خوام هرچی حرص دارم سر این داستانه خالی کنم=/

منحرفیم یه کوچولو موچولو داره :)

بازدید کنندگان منحرف: هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا بلاخره یه کوچول موچول منحرفیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

(خلاصه خر ذوق می شوند)

غمگین است 

بازدید کنندگان: تو ر وحت =/

(و به سمت فاطی یورش می برند. فاطی درحال فرار میگوید : شکو بقیه اش با خودتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ)

شکو اهم اهم 

صدا میاد؟

تصمیم گیری انججام گرفته و ژانر داستان تعویض نمی گردد

(بازدید کنندگان دست از سر فاطی برمی دارند وبه سمت شکو حمله می کنند)

ههههههههههههههههههه

خدای من

امشب ...... پارت مید............مم

 الفراررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر

(بازدیدکنندگان  به دنبال  ان دو می دوند.....)

 

 



تاريخ : سه شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۹ | 18:27 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

خب خب بلاخره بعد سالها گشادی اومدمممممممم

داستان خیلی عرر داره 

^_^

نظر فراموش نشهههه


برچسب‌ها: داستان تک پارتی

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه یکم بهمن ۱۳۹۹ | 17:2 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

خب خب 

فاطی اومددددددد

لطفا نکشینم ÷_÷

قول می دهم فعالیت بنماییم

حالا چالش کت باگ جون♡~♡

من کشته مرده ی سازنده ی این عکسم-_-

پست  ویرایش شد

 

گوشواره های لیدی باگم خال خالی نی

خب برم ببینم چی باید بزارم

فعلا^_^


برچسب‌ها: چالش

تاريخ : سه شنبه سی ام دی ۱۳۹۹ | 9:13 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

امیدوارم موفق باشید من که گند زدم کلا💔💔

حالا اونو ولش 

این گروه یامهدی چیه این وسط😂💔

گروه تشکیل دادن؟

واسه یه ‌کارتون😐

اینا نشستن مو به مو این کارتونو نیگاه کردن به جان خودشون😂💔

پس زیادی براتون مهم نباشه اگه لازم بشه رامی رو می فرستیم جرش بدهههههه✊✊✊

(الان رامی میاد وب این پست و می خونه پشماش میریزن🤣اخه من چرااااا)

کلاسم شروع شد وای من برم😊

موفق پیروز باشیدد



تاريخ : شنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۹ | 8:59 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

من یا نارسیسا ؟

کدومو بیشتر میدوستید؟؟

نظر م حتما بدید

چو موضوع حیاتیه

 

رفتار کدوم یکی از گند دماغ های وب(نارسیسا فاطی) بدتره؟

 

نظر فراموش نشهههه



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۹ | 22:14 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

ببینید دارم صادقانه می گم این چی اوایل از نارسیسا می ترسیدم /=

من فک موکونم اینکه بقیه بفهمن من میراکلوری  هستم مسخلم می  کنم):

واسه همی کسی نمدونه �_�

خو دیگه عاممممم

من حوصله ی تایپ کردن ندارم):

عاممممم حال ندارم):

تنبلم):

خو خسته شدم ):

ادامه ی مطلب

فعلا

خو حال میده اسکل کردن*_*

 


برچسب‌ها: اعتراف

تاريخ : سه شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۹ | 11:7 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

امیدوارم لذت ببریدد



تاريخ : شنبه بیستم دی ۱۳۹۹ | 11:37 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

خب چرا تو ادامه ی مطلب  نمی زارید داستانتونو:(

من وارد وبم میشم می گرخم =_=

سعی کنین وب یکم مرتب تر باشه و تو ادامه ی مطلب قرار بدید *_*

اگه ام بلد نیستین تو بخش اموزش نویسندگی هست که چجوری تو ادامه ی مطلب بذارید(:

اگه ام کمک نیاز دارید به من یا نویسنده هایی که  با تجربه تر هستند بگین^_^

دیگه لحاظ کنید

داستانتون از ۳ یا ۴ خط بیشتر باشه و قابل فهم برای طرف مقابل:)

با تشکر فاطی^⁰^


برچسب‌ها: نویسنده, جدید, ادامه ی مطلب, فاطی

تاريخ : پنجشنبه هجدهم دی ۱۳۹۹ | 10:59 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

خب چرا تو ادامه ی مطلب  نمی زارید داستانتونو:(

من وارد وبم میشم می گرخم =_=

سعی کنین وب یکم مرتب تر باشه و تو ادامه ی مطلب قرار بدید *_*

اگه ام بلد نیستین تو بخش اموزش نویسندگی هست که چجوری تو ادامه ی مطلب بذارید(:

اگه ام کمک نیاز دارید به من یا نویسنده هایی که  با تجربه تر هستند بگین^_^

دیگه لحاظ کنید

داستانتون از ۳ یا ۴ خط بیشتر باشه و قابل فهم برای طرف مقابل:)

با تشکر فاطی^⁰^


برچسب‌ها: نویسنده, جدید, ادامه ی مطلب, فاطی

تاريخ : پنجشنبه هجدهم دی ۱۳۹۹ | 10:57 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

خیلی دوستون دارم ممنون 

شما بهترینین 

خواستم از همتون تشکر کنم 

دوستون دارم 

قد یه دنیا🥳



تاريخ : دوشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۹ | 22:48 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

 

مرد گنده داره گریه میکنه:-| درصد خجالت در هر شیپB-)

  خب دیگه تمامید 

و نظر فراموش نشه

بچه این روزا کلی امتحان داریم 

ومن وچندتا دیگه از نویسنده تا داریم روی داستان گروهی کار می کنم

و دیگه وقت کافی رو نداریم 

حالا برو نظرتو بده

♡_♡

راستی اسرا جون قالب عالیه


برچسب‌ها: فاطی عکس امتحان

تاريخ : یکشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۹ | 8:22 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

همینادیگه

موفق باشید گوگولا



تاريخ : چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۹ | 10:27 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

سلام دوستای گلم 

امیدوارم موفق باشید 

با اجازه ی لاله این یه مدت خیلی کوتاه ثابت باشه

ممنون

بچه ها بلاگفا داره بروزسانی میشه

و شاید بعضی از نوشته ها پاک شه این صدرصد نیست که نوشته ها پاک  می شن اما به هر حال باید اماده باشیم

لطفا پست های بی محتواتون رو پاک کنید

 وسعی کنید  از نوشته های مهم تون کپی برداری کنید

با تشکر

فاطی



تاريخ : یکشنبه هفتم دی ۱۳۹۹ | 9:43 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

سلام سلام

 

مری کریسمس

کریسمس مبارک

امیدوارم میلاد مسیح براتون پر از شادی باشه

اگه می بینید فعالیتا کم شده لطفا درک کنید 😐

اگه بدونید امتحانا چقدر زیاده

من خودم تا ۲۴ ام  امتحان دارم 



تاريخ : جمعه پنجم دی ۱۳۹۹ | 12:7 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

🍁گــذشـت پــائــیـز آمـــد فـصــل سرمـــا🍁

🍁ســـر آغـــازش شـــب زیـبـــای یـلــــدا🍁

🍁چــه شـبـهـای درازی دارد ایــن فصـل🍁

🍁یــقیــن زلـــف سیـاه گـیســـوی یـلــــدا🍁

🍁در ایـــن فـصــل زمستــان یـکدلـی بـه🍁

🍁محـــبــت دوسـتــی سـیــمــای یـلـــدا🍁

🍁شــب یـلـــــدا عـجــب نیــکــو فـتــــاده🍁

🍁بـــه مــاه دی کـــه آیـــد بـــــوی یـلـــدا🍁

🍁در ایــــام گــذشتــه کـــرسی عـــشـق🍁

🍁بـپــــا بـــــود از شــــب والای یـلـــدا🍁

🍁بـــه روی کــرسـی و سیـنـی فــراوان🍁

🍁عـیـان بــود از صفــا صد خـوی یـلـــدا🍁

🍁لـحــاف و مـنــقـل و آتــش بــه خـانــه🍁

🍁نــشسـتـه دور هـــم هــمســوی یـلـــدا🍁

🍁ز بــــرف و داسـتـــان راه مــــانــده🍁

🍁سـخـنـها رفـتــــه از سرمــای یـلـــدا🍁

🍁ز سنـجــد آش کـشـک و قـصه گـفـتـن🍁

🍁بـسـی دریــــــای قــصـه پــــای یـلـــدا🍁

🍁ز نـــو رسمـی بـپـــا از بـهــــر فــــردا🍁

🍁صـفــــا و خـرمـــــی فـــردای یـلـــدا🍁

🍁مبــارک بـــاد فـصـل بـــرف و بــاران🍁

🍁بـــه یٌــمـن نــعـمـت دیـمــــــای یـلـــدا🍁

🍁مقــدم شکـــر ایـــزد کــن بــه عــالــم🍁

🍁ز حـــاصـل پـــر ثـمــــر دارای یـلـــدا🍁

🍁سلام ای فـصل سرد و برف و بــاران🍁

🍁خـــوش آمــد گـویـمـت فصل زمستان🍁

🍁اگــــر چـــه زحــمـتـی را نــیـــز داری🍁

🍁ولـکــن رحـمـت آری بــــاغ و بـستان🍁

🍉🍉🍉

🍁یلدا چه شبی پر از حکایت🍁

🍁دلداده به هم پر از حمایت🍁

🍁یلدا شب ما شب قشنگییست🍁

🍁سفره دلمون پر از یه رنگیست🍁

🍁یلدا رو ببین سالی گذشته🍁

🍁در فراق یار حالی گذشته🍁

🍁یلدا شبیه که دوستی کاشتیم🍁

🍁آن شب جای قهر آشتی داشتیم🍁

🍁یلدا میمونه تو خاطراتم🍁

🍁تا یلدای بعد من با هاتم🍁

🍁گــذشـت پــائــیـز آمـــد فـصــل سرمـــا🍁

🍁ســـر آغـــازش شـــب زیـبـــای یـلــــدا🍁

🍁چــه شـبـهـای درازی دارد ایــن فصـل🍁

🍁یــقیــن زلـــف سیـاه گـیســـوی یـلــــدا🍁

🍁در ایـــن فـصــل زمستــان یـکدلـی بـه🍁

🍁محـــبــت دوسـتــی سـیــمــای یـلـــدا🍁

🍁شــب یـلـــــدا عـجــب نیــکــو فـتــــاده🍁

🍁بـــه مــاه دی کـــه آیـــد بـــــوی یـلـــدا🍁

🍁در ایــــام گــذشتــه کـــرسی عـــشـق🍁

🍁بـپــــا بـــــود از شــــب والای یـلـــدا🍁

🍁بـــه روی کــرسـی و سیـنـی فــراوان🍁

🍁عـیـان بــود از صفــا صد خـوی یـلـــدا🍁

🍁لـحــاف و مـنــقـل و آتــش بــه خـانــه🍁

🍁نــشسـتـه دور هـــم هــمســوی یـلـــدا🍁

🍁ز بــــرف و داسـتـــان راه مــــانــده🍁

🍁سـخـنـها رفـتــــه از سرمــای یـلـــدا🍁

🍁ز سنـجــد آش کـشـک و قـصه گـفـتـن🍁

🍁بـسـی دریــــــای قــصـه پــــای یـلـــدا🍁

ز نـــو رسمـی بـپـــا از بـهــــر فــــردا🍁

🍁صـفــــا و خـرمـــــی فـــردای یـلـــدا🍁

🍁مبــارک بـــاد فـصـل بـــرف و بــاران🍁

🍁بـــه یٌــمـن نــعـمـت دیـمــــــای یـلـــدا🍁

🍁مقــدم شکـــر ایـــزد کــن بــه عــالــم🍁

🍁ز حـــاصـل پـــر ثـمــــر دارای یـلـــدا🍁

🍁سلام ای فـصل سرد و برف و بــاران🍁

🍁خـــوش آمــد گـویـمـت فصل زمستان🍁

🍁اگــــر چـــه زحــمـتـی را نــیـــز داری🍁

🍁ولـکــن رحـمـت آری بــــاغ و بـستان🍁

امیدوارم شب یلدا براتون پر شادی باشع



تاريخ : یکشنبه سی ام آذر ۱۳۹۹ | 11:26 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

ممنون ستاره ژون ولی این رو ترجیح می دهم😇😇



تاريخ : جمعه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۹ | 22:8 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

 

اپیزود اول:

نام اپیزود:PEACOCK

نام فارسی:طاووس✨

 

تئوری:اخر فصل 3 دیدیم که هاک ماث میراکلس طاووس رو گرفته و میگه که درست شده،تو این قسمت به قدرت ها و تواناییش ها پرداخته میشه☄

اپیزود دوم:

نام اپیزود:COPY CAT                                                   

نام فارسی :گربه تقلیدگر،گربه کپی کار🌙

 

تئوری من: یادتونه توی فصل یک یه یارو بود که برای لیدی و کت مجسمه ساخته بود،توی این قسمت یا اوشون برمیگرده یا یکی دیگه قدرت اوشونو میگیره🌒

اپیزود سوم:

نام اپیزود:GANG HEAD

نام فارسی:یه چیزی شبیه سرگروه🐚

 

تئوری:احتمالا اسم اکوما زده ی این قسمته که قدرت هایی مثل دستور دادن به افراد داره🥀

اپیزود چهارم:

نام:PRISM

فارسی:منشور؟؟🐾

تئوری:به موزه لوور ربط داره شاید؟شایدم یه وسیلست که مایورا بهش پر میزنه🐈

اپیزود پنجم:

 
نام:BOB BOSS

معنی:رییس باب یا بابِ رییس🌿

تئوری: تا جایی که من میدونم تنها باب تو سریال بابای xy (رقیب استون) هست،شاید رییس یه جایی میشه؟☂

اپیزود ششم:


نام:PRINCE OF SHADOWS

معنی:شاهزاده سایه(شاهزاده پسر البته)🌎

توری:یه اکوما زده یا یه صاحب میراکلس +اول نظرم رو کلویی بود ولی پرنس به شاهزاده پسر میگن☘

اپیزود هفت:


نام: DAWN OF THE ROOSTER

فارسی:خروس طلوع میکند یا طلوع خروس🌴

تئوری:ما تو فصل سریال 4 یا 5 بار کوامی خروس رو دیدم پس این نشون میداد مهمه.تو این قسمت قراره ببینیمش🦏

اپیزود هشتم:


نام:ARCHAEOLOGIST

فارسی:باستان شناس👡

تئوری:اون داداش الکس که باستان شناس بود به نظرم🧶

اپیزود نهم :


نام REALITY QUEEN

معنی:ملکه حقیقت یا واقعیت👩‍👦

تئوری:قهرمان یا خبیث این قسمت🤷‍♂

اپیزود دهم :


نام:DESTRUCTIOK

معنی:تخریب،نابودی🎩

توری:پاریس نابود میشه یا یه فضای اخرالزمانی مثل اپیزود گربه ی سفید🥼

اپیزود یازدهم :


نام HATE

معنی:فکر کنم نفرت👳‍♂

تئوری:احتمالا به لایلا و مرینت میپردازه👅

اپیزود دوازده 🦶

نام:DAGLTLM YAPAN KISI

معنی : بخش کننده،تقسیم کننده؟🙀

تئوری:یا میراکلس بخش میکنه یا یه خبیثه🤒

اپیزود سیزدهم و چهاردهم🤡

MUCIZENIN GIZEMI PART1 و MUCIZENIN GIZEMI PART2

معنی:رمز و راز معجزه اسا بخش یک و دو🤑

تئوری:به میراکلس ها در گذشته و قدرت هاشون و اینجور چیزا میپردازه 2 بشی هم هست🤭🤗

 اپیزود پانزدهم:

نام :SHIP FIGHTER

معنی :مبارزه زوج ها😬😨

تئوری:به لوکانت و ادریگامی میپردازه😩

اپیزود شانزدهم :


نام :TRUST

معنی :اعتماد💕

تئوری:این قسمت هم مثل بعضی قسمت ها اینجوریه که راوی درباره اعتماد صحبت میکنه💠

اپیزود هفدهم:


نام :KLRLKLAR

معنی :نمیشه ترجمش کرد(کیلر میشه قاتل ولی این کلر هست)

تئوری:واقعا نظری ندارم🔆

اپیزود هجدهم :
 

نام :KISS BOO

معنی :بوسه ی بو

نمیدونم این قسمت چیه واقعا ولی فکر کنم احساسی باشه😆🙊❤

شایدم درباره اون معلمشون هست که با بوس زامبیشون میکرد💚💘

اپیزود نوزدهم :

نام :BLACKOUT

معنی :خاموشی/سیاهی🖤🔍

احتمالا بازم یه فضای اخرلزمانی📕

اپیزود بیست:

نام:YXPO

معنی :وای ایکس پی او✂

مخفف یه اسمه،ممکنه به xy مربوط باشه🎊

اپیزود بيست و یکم:

نام :LUKANETTE

معنی :لوکانت🧴

معلومه دیگه:مرینت و لوکا😬😰

اپیزود بیست و دوم:

نام :CURSE

معنی :؟؟؟؟؟؟؟؟ 

نظری ندارم🤷‍♀

اپیزود بیست و سوم:

نام :SAKURA

معنی :ساکورا🕴

فکر کنم یکی از خبیث ها بود که توی فصل های قبل هم بود👯‍♀

اپیزود بیست و چهارم :

نام :MISS MISFORTUNE

معنی:خانوم بدشانس

درباره ی مرینته دیگه/همش بدشانسه احتمالا این قسمت یا به اوج میرسه یا تموم میشه👼🙅‍♀

اپیزود بیست و پنج و بیست و شش🧚‍♂


نام :DOOMS DAY PART PART 1&2

معنی :اخرلزمان/رستاخیز بخش یک و دو

این قسمت مثل قسمت های پایانی فصل 2 و 3 دو قسمتیه.👰 
همچنین جو شلوغ و خیلی خفنی داره/خیلی ها تا لب مرگ میرن و خیلی احساسی و اکشنه(نظرم)👀💄



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۹ | 20:33 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |

خب خب 

بیاید از اول شدوع کنیم

معجزه گر طاووس و پروانه چگونه پیدا شدند؟

خب جواب این سوال مبهمه!

اما گابریل و امیلی در گذشته سفر می کردند!

پس ما به این نتیجه می رسیم که توی یکی از سفر ها  معجزه گر های گمشده پیدا شدند !!!

خیلی خب 

مطمئنا اونا نمی دونستتن که اونها معجزه گر هستن 

و یه سوال پیش می یاد 

چرا ؟

دقیقا چرا  یه زوج خوش بخت و پولدار باید اون زیورالات کهنه رو بردارن؟؟؟

خوب دیگه نتیجه می گیریم  که شاید شخصی این معجزه گر ها رو  به این دو فرد داده !!!!

 شاید کتاب گریوار  جالب بوده باشه وبا  دیدن معجزه گر ها کنار کتاب توجه هشون جلب کرده و برش داشتن

خوب اینم چندتا نظریه در مورد سوال بالا

حالا بعدی

معجزه گر چگونه شکست؟

خوب ببنید  

سنتی مانستر استاد فو  معجزه گر ها رو می خورد! 

پس شاید اون موقع به این معجزه گر اسیب رسیده!!!

همین 

بای بای



تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۹ | 17:15 | نویسنده : ☆𝑓𝑎𝑡𝑖𝑚𝑎☆ |