🙃 از عنوان معلومه که چی آوردم 🙃

 

😉 پس برید ادامه 😉



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیستم آبان ۱۳۹۹ | 19:5 | نویسنده : 🍨Merisa🍨 |

سلام 

میدونم خیییلی وقته که هیچ فعالیتی نکردم ، ببخشید

خب دیگه مدرسه ها باز شده و کلی درس و مشق و اینا هست و نتونستم بیام 

ولی جبران میکنم 

سعی میکنم یکم فعالیت کنم 

:)



تاريخ : سه شنبه بیستم آبان ۱۳۹۹ | 18:45 | نویسنده : 🍨Merisa🍨 |

سلام به همگی 

 

من یه وب جدید و خوشحال میشم که به وبم سر بزنید

 

اینم آدرسش :

 

http://jalin.blogfa.com

 

و در ضمن این وب برای دخترا هست و مطالب ، تصاویر ،

داستان ، چالش و هر چیز سرگرم کننده ای که مربوط به

دخترا باشه رو پست میکنیم



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۹ | 15:33 | نویسنده : 🍨Merisa🍨 |

 سلام بچه ها 

 قرار بود داستان جدید بنویسم و خب نوشتم 

 ولی متاسفانه به دلایلی هنوز پست نکردم ببخشید 

 ولی به زودی پست میشه 



تاريخ : دوشنبه دهم شهریور ۱۳۹۹ | 23:40 | نویسنده : 🍨Merisa🍨 |

سلام بچه ها👋🏻

یه نظرسنجی دارم 🙂

میخوام داستان جدید بنویسم 😊

نظر بدین شخصیت های داستانم چه کسایی باشن 🤔

منتظر نظرهاتون هستم 🤗


برچسب‌ها: نظرسنجی

تاريخ : جمعه هفتم شهریور ۱۳۹۹ | 23:26 | نویسنده : 🍨Merisa🍨 |

خب من اون عکس رو پیدا کردم خیلی راحت و خوب !

 



تاريخ : پنجشنبه ششم شهریور ۱۳۹۹ | 12:21 | نویسنده : 🍨Merisa🍨 |

ادیت از مرینت و آدرین و تیکی و پلگ ساخت خودم 😊👇🏻

کپی ممنوع 🚫

نظر یادتون نره 😊

فعلا بای 👋🏻



تاريخ : چهارشنبه پنجم شهریور ۱۳۹۹ | 20:24 | نویسنده : 🍨Merisa🍨 |

⭐تق تق⭐


خانم دوپن چنگ : کیه ؟ اوه تویی کلویی !

کلویی : ام ، بله ، سلام !

خانم دوپن چنگ : سلام ! چی شده اینجا چیکار میکنی ؟!

کلویی : اومدم مرینت رو ببینم

خانم دوپن چنگ : آهان ، صبر کن ؛ مرینت بیا عزیزم ، کلویی اومدی !


⭐مرینت ، طبقه ی بالا توی اتاقش با تیکی⭐


مرینت : چی ! کلویی اینجا چیکار میکنه ؟!

تیکی : شاید سر عقل اومده !



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۹ | 19:54 | نویسنده : 🍨Merisa🍨 |

جالبه که وقتی مرینت خودش هست یکم ترسو به نظر میاد و آدرین

وقتی خودش هست یکم از شجاع تر از مرینت به نظر میاد ! 

​​​​​​​

و اما وقتی مرینت تبدیل میشه یکم شجاع تر به نظر میاد و آدرین

وقتی تبدیل میشه یکم ترسو به نظر میاد ! 

 



تاريخ : دوشنبه سوم شهریور ۱۳۹۹ | 22:49 | نویسنده : 🍨Merisa🍨 |

🎀تق تق🎀


آلیا : ام مرینت ، کسی اونجا نیست ؟! 


🎀آقای دوپن چنگ ( پدر مرینت ) روی زمینه و مرینت و مادرش کنارشن و دارن گریه میکنن🎀


آلیا : ای وای ! چه خبر شده ؟!

مرینت : نمیدونم ؛ توی اتاقم بودم که یهو دیدم صدای جیغ مادرم میاد ، وقتی اومدم پایین دیدم که ...

آلیا : اوه عزیزم ناراحت نباش 

 خانم دوپن چنگ ( مادر مرینت ) : زود باشید بریم دوربین ها رو چک کنیم ، شاید چیزی بفهمیم !

آلیا و مرینت : درسته



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه دوم شهریور ۱۳۹۹ | 22:36 | نویسنده : 🍨Merisa🍨 |

 سلام به همگی :) 

 ​​من مریسا هستم نویسنده جدید ^_^ 

 امیدوارم روز های خوب و خوشی در کنار هم داشته باشیم *_* 

 



تاريخ : یکشنبه دوم شهریور ۱۳۹۹ | 21:55 | نویسنده : 🍨Merisa🍨 |