
معلوم هست که دیگه کم کم داریم به آخرای میراکلس نزدیک میشیم. مونارک و لیدی باگ با هم دیگه رو به رو میشن و لیدی باگ هم اونقدر مونارک رو میزنه که خیلی سخت سرپا میگیره!!!
ولی خب به هرحال گابریل هردو میراکلس رو گیر میاره و گیمی وارد کار میشه و بهش میگه هر آرزویی که داری می تونی بکنی ولی باید حواست باشه که جهان توی حالت تعادله. اگه آرزو کنی نخودفرنگی قرمز بشه در ازاش باید توت فرنگی سبز بشه(یه چیزی در همین مایه ها!) گابریل هم آرزو می کنه امیلی زنده بشه. گیمی یه نگاه بهش میندازه و میگه: و کی باید بمیره؟ گابریل هم میگه خودم می خوام بمیرم!
این وسط ها هم به مرینت میگه که زندگی خوبی با آدرین داشته باشی! فقط لطفا کارای خوبی که در حقش کردم رو بهش بگو!
بعد قانونا باید اینجا داستان تموم بشه و مونارک شکست خورده باشه و آدرین و مرینت به هم رسیده باشن. اما این وسط یه چیزی میلنگه! هنوز خیلی چیزا تو میراکلس نامشخص موندن! چند تاشون هم:
1_چطور گابریل تونست میراکلس طاووس و پروانه رو به دست بیاره؟
2_چرا امیلی از اون میراکلس ها استفاده کرد؟
3_فیلیکس واقعا کیه؟
4_هنوز حساب مادر کاگامی رسیده نشده. به نظرم اون آدم خطرناکیه!
5_آیا کلویی نباید نتیجه کارهای بدش رو ببینه؟
6_هنوز اون شرورایی که توی فصل ۳ معرفی شدن نشون داده نشدن!
و و و ...
پس میراکلس پروانه میفته دست لایلا و میراکلس با تدبیر جدیدی ادامه پیدا می کنه!
.: Weblog Themes By Pichak :.
