سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه

 

آتنا هستم نویسنده ی رمان در حسرت آغوش تو

 

1هفته آلی 2هفته مرخصی می‌خوام چون حالم خوب نیست یکم و مریض احوالم 

 

ممنون میشم 

 

دلم براتون تنگ میشه 

 

لطفاً لطفااااا کامنت بدید واسه در حسرت آغوش تو

 

و تا هفته دیگه از پارت خبری نیست 

 

تا هفته ی دیگه بای بای 👋



تاريخ : چهارشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۹ | 12:48 | نویسنده : 🍦atana🍦 |

در حسرت آغوش تو هستم بغلم کن

از عطر برو روی تو مستم بغلم کن

 

گیرم که دلم لایق این وصل نبوده

بیخود که دلم را نشکستم بغلم کن

 

کی گفته قراره که دور از تو بمونم

من با احدی عهد نبستم بغلم کن

 

آروم تر از خواب کنار تو نشستم

همسایه و همسایه پرستم بغلم کن

 

با سنگ زدی تا بپرم از سر کویت

من بال نداشتم نپریدم بغلم کن

 

عمری پر از حسرت دیدار تو بودم

حالا که سر آغاز تو هستم بغلم کن



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۹ | 11:58 | نویسنده : 🍦atana🍦 |

لطفا بگید در حسرت آغوش تو رو ادامه بدم یا نه؟

اگه خواستید پارت سه رو بخونید به وب ستایش برید 😊



تاريخ : یکشنبه نهم آذر ۱۳۹۹ | 12:42 | نویسنده : 🍦atana🍦 |

https://chat.whatsapp.com/J7Xf9qeAak2Bh5LsMx1odD

این گروه واتساپ منع اگه بخواین میتونید عضو یا مدیر بشید 🙂



تاريخ : یکشنبه دوم آذر ۱۳۹۹ | 16:36 | نویسنده : 🍦atana🍦 |

سلام ناراحتم ازتون چرا؟توی وب لیدی ستایش نویسنده شدم رمانمو گذاشتم پنج دقیقه بعد دیدم ۶تا نظر خورده‌ولیی اینجا رمان میذارم دو روز بعد ۱نظر تازه اونجا بازدیدش نصف اینجاست اینجوری پیش بره استعفا می دم من بهترین رمانمو واسه شما می ذارم اون وقت شما یه دقیقه وقتتونو نمیذارید نظر بدید خواهش میکنم حداقل بگین بده یا خوبه ادامه بدم یا ندم 🙁 

 



تاريخ : یکشنبه دوم آذر ۱۳۹۹ | 11:9 | نویسنده : 🍦atana🍦 |

در حسرت آغوش تو هستم بغلم کن

از عطر برو روی تو مستم بغلم کن

 

گیرم که دلم لایق این وصل نبوده

بیخود که دلم را نشکستم بغلم کن

 

کی گفته قراره که دور از تو بمونم

من با احدی عهد نبستم بغلم کن

 

آروم تر از خواب کنار تو نشستم

همسایه و همسایه پرستم بغلم کن

 

با سنگ زدی تا بپرم از سر کویت

من بال نداشتم نپریدم بغلم کن

 

عمری پر از حسرت دیدار تو بودم

حالا که سر آغاز تو هستم بغلم کن



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه یکم آذر ۱۳۹۹ | 11:35 | نویسنده : 🍦atana🍦 |

در حسرت آغوش تو هستم بغلم کن

از عطر برو روی تو مستم بغلم کن

 

گیرم که دلم لایق این وصل نبوده

بیخود که دلم را نشکستم بغلم کن

 

کی گفته قراره که دور از تو بمونم

من با احدی عهد نبستم بغلم کن

 

آروم تر از خواب کنار تو نشستم

همسایه و همسایه پرستم بغلم کن

 

با سنگ زدی تا بپرم از سر کویت

من بال نداشتم نپریدم بغلم کن

 

عمری پر از حسرت دیدار تو بودم

حالا که سر آغاز تو هستم بغلم کن


برچسب‌ها: در حسرت آغوش تو

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه سی ام آبان ۱۳۹۹ | 18:0 | نویسنده : 🍦atana🍦 |

سلام برو ادامه و بگو کدوم یکی از رمانامو بذارم🙂



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه سی ام آبان ۱۳۹۹ | 13:33 | نویسنده : 🍦atana🍦 |

های 

شاید دیگه دختر همسایه رو ادامه ندم چون نظر ندادید اگه تا فردا نظر خورد هیچی مگرنه دیگه نمی‌دم ازش🙁😩



تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۹ | 23:15 | نویسنده : 🍦atana🍦 |

دنیام باتو یه دفعه چه جذاب شد 

واست مردم توی دل من وا شد 

عکس چشمات توی دل من قاب شد 

ای وای از دست تو 

دوستت دارم دلبر شیرینم 

حالم خوبه پیش تو که می‌شینم 

دل میگیره ترو که نمی‌بینم 

ای وای از دست تو

ای داد از دلم

آخه دل وامونده پیش تو که جا مونده این یعنی عشق 

ای داد از دلم 

آخه همه چیمی تو عشق و زندگیمی تو این یعنی عشق 

ای داد از دلم 

بین این همه آدم دلمو به تو دادم

 این یعنی عشق 

ای داد از دلم

 عاشقت شدم کم کم چه خبره تو قلبم این یعنی عشق

باتو هی را اومدم تا خود ماه اومدم ماه قشنگم 

ماه قشنگم

ماه قشنگم

دل تو جای منه 

همه دنیای منه ماه قشنگم 

ماه قشنگم

ماه قشنگم

چشمام روته 

حالم به تو مربوطه 

عشق من 

ای داد از دلم 

آخه دل وامونده پیش تو که جا مونده 

این یعنی عشق 

ای داد از دلم آخه همه چیمی تو عشقو زندگیمی تو 

این یعنی عشق 

ای داد از دلم 

آخه دل وا مونده پیش توکه جا مونده 

این یعنی عشق 

ای داد از دلم

عاشقت شدم کم کم 

این یعنی عشق

 

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۹ | 12:34 | نویسنده : 🍦atana🍦 |

های 

[سلاممم 

من و ملی تصمیمو گرفتیم

این داستان میشه 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رمانتیک منحرفی در کم 😜

و یکم غمگین😢

خب الان شارژم بسیار کم بید بعد واستون میذارم پارت یکشو امیدوارم خوشتون بیاد 😊😘



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۹ | 17:20 | نویسنده : 🍦atana🍦 |

های لاو ._.

چطوری؟

خوفی؟

من اومدممم ∆٪

[سلامم منم اومدم .___.

جنابعالی که باشی؟

{اوا یادم رفت معرفی کنم بنده وجی آتی هستم نامم ملی بید خیلیم زیبا و مهربونم 😁

روتو برم ،درسته عزیزان ایشان ملی هست وجی بنده بسیار خلللللل و چلللل ولی حرف گوش کن 

[دلت میاد وجی به این خوبی£

برو باو ملی جان نظرت چیه بریم اصل مطلب 

{صد در صد بزن بریم 

ایول خب خوشمل برو ادامه 

 

 

 

 

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۹ | 19:24 | نویسنده : 🍦atana🍦 |

تولد تولد تولدد تولد تولدم مبارک امروز تولد منه به مناسبتش فردا ۵تا پست میذارم🎂



تاريخ : شنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۹ | 21:12 | نویسنده : 🍦atana🍦 |

سلام عزیزان من

نویسنده ی جدیدم آتنا هستم

ممنون از کت باگ جون که نویسندم کرد

اسم داستانم دختر همسایه هست لطفا یکی بزاره توی موضوعات

امیدوارم دوستای خوبی بشیم

دوستون دارم

بای بای

 



تاريخ : جمعه بیست و سوم آبان ۱۳۹۹ | 15:15 | نویسنده : 🍦atana🍦 |