آبجی ها و داداشی های عزیز به همتون سلام می کنم🌷 امیدوارم در کنار خانواده و دوستان روزای سخت کرونا رو شکست داده باشید😊

یک مدت طولانی در حضورتون نبودم چون مشکلاتی برام پیش اومده بود که خودش یه داستان طولانی و کسل کننده داره☹ اما خوبی اون اینه که همه چیز ختم به خیر شد و امیدوارم در کنار همدیگه بتونیم دوستای جدیدی پیدا کنیم🤗

شاید خیلی هاتون فکر می کردید که من دیگه نمیام😔 اما هم اکنون هستم دیگه!😁 ولی چون مشکلاتم برطرف شده می تونم زمان بیشتری در کنارتون باشم😘

کامنت های جواب داده نشده های زیادی روی هم جمع شده و عده زیادی از نویسنده ها هم که قبلا کنار ما بودن دیگه اینجا حضور ندارن🙁 ولی بهتون قول میدم همه چیز دوباره برگرده و از قبلا خیلی بهتر بشه😍

منتظر پیام های بعدی باشید🌷



تاريخ : جمعه بیست و یکم آبان ۱۴۰۰ | 0:47 | نویسنده : ⭐cat noir⭐ |

سلام بچها ....

چند وقت پیش داخل اینستاگرام جرمی چند تا کامنت نظرمو جلب کرد 

ک کلی ب میراکلس هیت داده بودن ..و نصف طرافدار های میراکلس رو ازش زده کردن 

ب دوس‏تم سپردم ک هکش کنه ..و فهمیدیم با چند تا اکانت مختلف ب میراکلس هیت داده 

شمارشو پیدا کردیم 

09944941579

این شمارش خودمون رفتیم کلی توبیخش کردیم ...واقعا همچین کاری درست نیست ..میراکلس زندگی ماست ....و هیت دادن بهش تاوان بدی داره ...لطفا این پست رو پخش کنید و شما هم بهش پیام بدید تا دست از اینکاراش برداره 

اگه ی میراکلور واقعی هستی پخش کن



تاريخ : دوشنبه سوم آبان ۱۴۰۰ | 21:50 | نویسنده : 🛸Eliche🛸 |

خب امروز زدم تو فاز تعوری با یک تعوری معروف و مهم در خدمتتونم برید ادامه



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه سی ام مهر ۱۴۰۰ | 16:0 | نویسنده : 🐱🐞 لیدی نوار🐞🐱 |

خب ببخشید طول کشید چون فهمیدم ثسمت خانواده عزیز اومده و رفتم نگاه کنم خب در ادامه با تعوری درباره این قسمت خواهیم بود

تعوری تو ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه سی ام مهر ۱۴۰۰ | 15:42 | نویسنده : 🐱🐞 لیدی نوار🐞🐱 |

سلامممممممممممممم لیدی نوارم خب قول داده بود حتما پست بزار از شانس گندم امتحان فصل داشتیم راستی چه عجب نویسنده های عزیز از این ورا بعد میتونید تو گفتینو یا کامنتا بگید کلاس چندمیت

خب پست بعدیم تعوری هس بابای میراکولرا



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه سی ام مهر ۱۴۰۰ | 14:59 | نویسنده : 🐱🐞 لیدی نوار🐞🐱 |

منتظر پارت های بعد نباشید 

جرررر بمولا ذهنم استپ كرده نمد چی بنویسم:|

درس ها خیلی سنگین شده :|

فشار آورده ب ذهنم

ذهنم ع كار افتاد 

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم مهر ۱۴۰۰ | 23:44 | نویسنده : ⚜️roua⚜️ |

عاق میخوام ادامه داستان رو بنویسم 

گردش ادرینتی...

هومممم اصن درباره چی بود؟

جرررررر اصن یادم نی...

برم ب مروری بكنم...

بعد بشینم داستانو بنویسم 

البته اگر حوصلم بیاد...

حوصله نداشته باشم...

ن مینویسم :|

خلاصه..

دیگه چندان از من انتظار نداشته باشید :-:

خابببب بریم ببینیم چی میشه :|

یا مینویسم:>

یا كلا ول میكنم :)

هومن سعیمو میكنم كه بنویسمش... 



تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم مهر ۱۴۰۰ | 23:32 | نویسنده : ⚜️roua⚜️ |

ورید عشقای من •-•

كوجاایید؟

هن؟

اهمم خب خبب كاسپلی آوردم براتون *0*

كاوایییییییییییی

هققق خیلی كایوتهههعهههه


چرا اینقدر نازه؟

چرااااااااااااااااااااا






زیباست نه :)؟

خااابببب

اگه خوشتون اومد..

اون انگشت مباركتون رو یه تكونی بدید و كامنت بدید 

با تچكر*-*

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم مهر ۱۴۰۰ | 13:10 | نویسنده : ⚜️roua⚜️ |

سیلاممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم(باز مغز خور شروع کرد)

خب مشکل هک و اینا کاملا حل شد و واقعا من اصلی هستم حتی شاهدم دارم(اخ منظورش من یا همون درونشم که ماشالاه میخواد من شاهد باشم عقل رو برم)تو ساکت خب نبودم چون امسال کلاس ششمم و دارم درس زیاد میخونم تیز هوشان برم برا همین زیاد وقت ندارم اما از امروز فعالیت دارم بای



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم مهر ۱۴۰۰ | 13:19 | نویسنده : 🐱🐞 لیدی نوار🐞🐱 |

من كی هستم؟

تو كی هستی؟

منو یادتون میاد؟

ی دختری بود به اسم رویا...

بعد از یک قرن دوباره برگشتهههه

بهش خوش آمد بگیددددد

رححح ارههههههههههههههههههههههههههههههههههههههمن

من برگشتم:-:

جرر راستی گردش ادرینتی...

بزارم بقیه شو؟

هوم نمد باید ادامه شو بنویسم:-:

 

كسایی هم كه منو نمیشناسیش :

بنده رویا هستم 14 سالمه...

ی وب هم دارم

برای رفتن به وبم بكوب

همین دگه

خابببب سوالی داشتید بپرسید *-*

 

فعلا بای بای



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۴۰۰ | 11:46 | نویسنده : ⚜️roua⚜️ |