سلام من لیدی نوار اصلی هستم یکی خودش رو جای من زده و کلی چرت و پرت مینویسه بهتره بگم روناک خانم

ببین ترسو خانم یعنی تو انقدر ترسویی که خودت نویسنده نشدی اومدی خودت رو جای من گزاشتی اره ترسو بعدشم تو منو هک نکردی فقط اسم منو گزاشتی رو خودت همین وگرنه تو جز یه دروغگو ترسو نیستی اگه راست میگی بیا تو نظرات و نام و رمزمو بگو مطمعنم نیدونی واقعا که خجالت داره خودت رو جای یکی دیگه میزارین

 

همه خواننده های عزیز اگه یکی با نام مستعار لیدی نوار پست میزاره من نیستم چون من دیه پست نمیزارم

تازه روناک تو اگه منو واقعا هک کرده باشی باید بدونی که هرچی بیشتر پست بزاری برای من ثبت میشه و من رطبم بالا میره نه تو



تاريخ : دوشنبه نوزدهم مهر ۱۴۰۰ | 20:31 | نویسنده : 🐱🐞 لیدی نوار🐞🐱 |

پارت چهاردهم فصل دوم عشق مخملی 

ویولت و مایا همونجا لباساشونو انتخاب کردن....مایا یه پیرهن کوتاه مشکی با چکمه های بلند ...ویولت هم دامن قرمز جیغ..شومیز سفید کفشای پاشته بلند قرمزرر....منم سر گردون هنوز هیچی نگرفته بودمممممم
که نگاهم به یه لباس گره خورد 

ویولت_چیشده خشکت زد؟

مایاخودشو انداخت کنارم و گفت 

مایا_نکنه پسر خوشگلی چیزی دیدی اینجوری خشکت زده ؟

رد نگاهمو تعقیب کردن و با بهت به پیرهن پرنسسی طلایی نگاه میکردن 

ویولت _تو بیای اونجا من شوور پیدا نمیکنم 

مایا_این لباس محشرهههه

رو به فروشنده که دختر جوونی بود گفتم لباسو بیاره که گفت
_اومم..خب این لباس یه برند ایتالیاییه...و مخصوص اندام مانکن های ایتالیاست ..مطمعنین اندازتون میشه 

با تحکم گفتم 
_بله 
رفتم و لباسو پوشیدم در کمال تعجب فیت تنم بود .....جونم مانکن ایتالیایی بودم خبر نداشتم ..خخ
رفتم بیرون دختره که هم کپ کرده بود هم ضایه شده بود ...ولی مایا ویولت انگار که شوهر ایندشونم بهم نگاه میکردن 

مرینت _تموم شدم ...چشای هیزتونو بدزدین 

مایا _بیا من تغیر جنسیت میدم زن خودم شو....گور بابای لوکا 

کفشمو پرت کردم طرفش و به اینه نگاه کردم ....لباس طلایی بلند تا روی مچ پاهام استین نداشت و دوتا بند میخورد قسمت سینه اس حریر بود اما با پارچه نازک طلایی زیرشو پوشونده بود با دامن نسبتا پف دار ....چه جیگری شده بودن منننن......یادم باشه یه اسپند واسه خودم بسوزونم 
همون لباسو با کفشای پاشنه ده سانتی طلایی و کیف طلایی برداشتم ...که بابت لباس پول هنگفتی هم ازم گرفت....کل پسنداز این چندسالم بود ....ولی نمیتونستم از این لباس بگذرم....دروغ چرا این لباسو بیشتر از ادرین دوس دارم .....
یه تاکسی گرفتیمو رفتیم خونه 
********************
فردا شب 

اروم سایه چشم طلایی رنگ رو دور چشمام کشیدم و با سایه سفید دورشو زینت دادم ...مایا و ویولت که ده کیلو مالیده بودن ...خودمم کم ازشون نداشتم ....ولی...رژ قرمز جیغ رو روی لبای قلوه ایم کشیدم و فر موهامو مرتب کردم برگستم سمت دخترا که مایا تا منو دید اشتباه بجای اینکه براش رو ببره سمت گونش کرد تو دهنش 
ویولت _من نمیام ...گمشین خودتون برید 
مایا _منم نمیام 
مرینت _چراااا؟
مایا_کثافت تو زیادی خوشگل کردی متوجهی که ....
مرینت _درد 
رفتیم سمت پالتو هامون و پوشیدیمشون رفتیم بیرون که یه پسر شیک پوش با لیموزین جلوی در خونمون استاد ......و........
دوس دخترشو برد 😐(چیه نکنه فک کردین اومده مارو ببره )
از اون ورم پسر مش عباس با فرغونش اومد و گفت 
_برسونمتون ؟
مرینت _نه ممنون با ماشبن خودمون میریم 
و سوار اتومبیل نقلیمون شدیم و پیش به سوی پارتییی

پایان ....
خب از همین الان بگم مرینت نه به دنیل میرسه نه به ادرین نه به لوکا....الکی دل خوش نکنید😂


برچسب‌ها: داستان, رمان عشق مخملی

تاريخ : پنجشنبه پانزدهم مهر ۱۴۰۰ | 12:29 | نویسنده : 🛸Eliche🛸 |

به ادامه مطلب رجوع فرمایید 


برچسب‌ها: داستان, رمان عشق مخملی

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه چهاردهم مهر ۱۴۰۰ | 22:42 | نویسنده : 🛸Eliche🛸 |

به ادامه مطلب رجوع فرمایید


برچسب‌ها: داستان, رمان عشق مخملی

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه سیزدهم مهر ۱۴۰۰ | 11:52 | نویسنده : 🛸Eliche🛸 |

    • لایلا:آدرین،عرچقدر دوسو داری،من ۱۰ برابر دوستت دارم
      ادرین:ولی من دوستت ندارم😐
      لایلا:آدرین تو مثل وای فای هستی
      آدرین:چطور؟
      لایلا:اخه دارم بهت وصل میشم
      آدرین:هممم.زر مفت خوبی بود،حالام برو خانم وولپینا رو مخی😂😂😂

      •  

      • image

  • سلام من این پست رو نزاشتم من در نوشته های پیشین دارم تو پست پیام میدم این کسی که این پست رو گزاشته من نیستم یه دختر کوچولو ترسو هست که خودش رو جای من زده خواهشن پستاش توجه نکنید روناک ترسو انقدر ترسو و خنگی که نمیدونستی اگه منو هک کنی من بازم دسترسی دارم و خواهم داشت من پستاتو دستکاری میکنم و کامنتات یا هر چیزیت رو پاک میکنم من بیکار نمیشینم فکر کردی دارم برات راستی کسی که این پستو گزاشته اونه و من الان دارم زیرش براتون اصل غذیه رو میگم



تاريخ : شنبه دهم مهر ۱۴۰۰ | 13:48 | نویسنده : 🐱🐞 لیدی نوار🐞🐱 |

چییییی؟.نههههههههههههههههههههههههه

جرمی بمیرررررررررررررر........خدا تیکه تیکت کنههههخخخ

از شرت خلاص شیم اینقد مارو دق میدی .......مرتیکه خرررر

هقق هقققق هقق.....ادرینممممممم........عررررر.....خدایا گوناه دالهههههه

عرررررر....



تاريخ : چهارشنبه هفتم مهر ۱۴۰۰ | 23:55 | نویسنده : 🛸Eliche🛸 |

اهم اهم 

ببخشید چند وقته که پارت های عشق مخملیو نمیذارم 

چون مبخواستم که ادامه اش ندم ...ولی تصمیمم عوض شد ادامش میدم 

ولی توی چندتا پارت خلاصش میکنم .....بای😄



تاريخ : چهارشنبه هفتم مهر ۱۴۰۰ | 23:48 | نویسنده : 🛸Eliche🛸 |

نمد چرا ....ولی از میراکلس بیستر کلیپ دارم😐🌂

 

راستی یکی تو نظرات نوشته بود که درخوایت نویسندگی دادم چیشد 

متسفانه چون نظرش خثوصی بود اینجا جواب میدم ...عزیزم باید به مدیر وب بگی 

من فقط یه نویسنده ساده ام😄



تاريخ : چهارشنبه هفتم مهر ۱۴۰۰ | 23:47 | نویسنده : 🛸Eliche🛸 |

پسرای محل ما جیگر ترن😐😂

اینم پست اخر ..ببخشید دیر به دیر میام 

این مدرسه شروع شد ...کلاسای تقویتی و یه مشت 

کوفت زهرمار دیگه اوار شد رو سرمون 😤

راستی اغاز سال تحصیلی جدید و شروع مدارس رو بهتون تسلیت عرض مینمایم 😂



تاريخ : یکشنبه چهارم مهر ۱۴۰۰ | 6:35 | نویسنده : 🛸Eliche🛸 |

معرفی میراکلس

میراکلس یا نام های دیگرش:(معجزه آسا ، ماجراجویی در پاریس) فیلمی در ژانر های : #ماجراجویی #عاشقانه #هیجان هست

شخصیت های اصلی:

مرینت دوپنچنگ

مرینت دوپنچنگ

آدرین آگرست

آدرین آگرست

لیدی باگ

لیدی باگ

کتنوار

کتنوار

 

هاک ماث

هاک ماث

تیکی

تیکی

 

پلگ

پلگ

نورو

نورو

 


توضیحات فیلم:دو نوجوان فرانسوی به نام‌های مرینت و آدرین، به دو ابرقهرمان تبدیل می‌‎شوند تا در برابر تهدید افراد شرور و خطرناک، از شهر خود محافظت کنند و...

نویسنده ی میراکلس:زگ

کار گردان میراکلس : توماس آستروک



تاريخ : یکشنبه چهارم مهر ۱۴۰۰ | 6:31 | نویسنده : 🛸Eliche🛸 |