
مرینت
استاد این درسمون هم یه خانوم پر از ارایش بود ....یعنی تا میتونست خودشو تو کرم و لوازم ارایش غرق کرده بود ......اخر من نفهمیدم اینقد ارایش میکنن صورتشون سنگین نمیشه .....والا جدیدا وقتی میخوان وزن بگیرن باید بگن خانوم ارایشتو پاک کن...چون خود این ارایش یه سه کیلویی میشه ....هعیی.....امروز چون روز اول بود .....همین دوتا کلاس رو داشتیم ....کوله هامون رو برداشتیم و راهی پارکینگ شدیم ....که ......
ویولت-جیغغغغغغغغغغغغغغغغ
مایا-خدایا..پ.پپرر...پرنسسسسمممممممم
مری-ا..ی..ن...هنو.ز...قسط...اخ.رش.مون.ده..بو..د.
مایا رفت سمت ماشین و یدفعه قرمز شد
مری-چیشده؟
مایا-میکشمشون
رفت تو ماشین و قفل فرمون رو برداشت ...از اون ور هیولا ها رفتن سما پارکینگ اختصاصی ...مایا هم رفت دنبالشون
ویولت-اگه نریم مایا میکشتشون
مری-اگه بریم مارو هم میکشه
ویولت-پس بشینیم سر جامون
از پارکینگ صدای داد اومد ..،بدو بدو رفتیم تو که دیدیم مایا با قفل فرمون افتاده روی جون سه تا ماشین مدل بالا و داره پودرشون میکنه ....بلاخره ماشین هارو ول کرد و لبخند ملیحی زد و گفت
مایا-حالا خوب شد
و دنیل سرتاچ ادام ناباور به ماشین های پودر شده نگاه میکردن .....شیشه ها شکسته چراغ ها ترک خورده و ماشین ها کلی فرو رفتگی داشت سرتاچ داد زد
سرتاچ-این چه کاریه دیوونه !
ادام-میدونید چراغ یکی از همین ماشین ها هم قیمت دارایی جد اباد تونه
دنیل خونسرد گفت
دنیل-اینجا پیدا نمیشد ..از کالیفرنیا سفارش داده بودیم ....ولی مهم نیست...خودتون رو مثل همین ماشین میکنیم
و به فرو رفتگی ها اشاره کرد....دروغ چرا...مث سگ از این لحن خونسردش میترسم مایا با داد گفت
مایا-زدین پرنسس منو رنگین کمون کردین و تلبکار هم هستین
سرتاچ -نگران اون فرغون نباش ...میخوای بگم یکی بهترشو واست بخرن
بعدم چشمکی زد ...بیخیال قهقهه ای زدن و سوار سالمترین ماشین شدن و از پارکینگ خارج شدن
مایا-پسره ی ایکبیری ..،شما چرا خفه خون گرفتین ؟
ویولت-بغض تو گلومون داریم
مایا:_خفه باو
بغض کرده به ماشینمون که در سمت چپش زرد در سمت راستش سبز سقفش صورتی در های عقب قرمز و ابی سپرش بنفش و جعبه اش قهوه ای شده بود نگاه کردیم و روی شیشه ارم هیولا ها بود .....به معنای واقعی گریم گرفته بود ....بابا این قسط اخرش مونده بود.....
ویولت -ای الاهی دستشون بشکنه ....نگا بچمو چیکار کردن
مری-قسط اخرش مونده بود
مایا -ای درد بگیری توهم ....هی قسط اخر قسط اخر میکنه
مری-من با این ماشین تو خیابون نمیرمم
ویولت -بریم تاکسی بگیریم
مایا-بیاین تاکسی گرفتم ..،الان میرسه
پایان
نظرتون؟
برچسبها: داستان, رمان عشق مخملی
.: Weblog Themes By Pichak :.
