کجا بودیم فهمیدم
لیدی باگ پرید دید کت نوار پرید تو بغلش و بعد شروره دوتاشم محو کرد
و اونا یه جایی رفتن همه ی ادم ها اونجا بودن
کت نوار : فکر کنم وقتشه که گردونه ی خوش شانسی تو به کار بندازی
و بعد هم به دستش یه بمب افتاد و بعد فهمید باید چی کار کنه اون بمب
هارو به جایی بست که از اونجا اومدن داخل و بعد هم بمب ها ترکیدن و
بعد هم از اونجا اومدن بیرون
شروره: ها بازم شما
🔥 بعد از شکست دادن شرور🔥
دیدن اون شرور سابرینابود
و بعد لیدی باگ به خونشون برگشت وبه مرینت تبدیل شد
وبعد یکم خیاطی کرد و وسط خیاطی خوابش برد 
🌉شب🌉
وبعد دید خوابش برده وسط خیاطی
مادر مرینت : مرینت کجا موندی بیا شام بخر
مرینت شامشو خرد و رفت بخوابه مرینت یه خواب بدی داشت میدید
صدای مرینت در خواب : نه نه کمک نه
تیکی صدای مرینتو شنید و روش اب ریخت تا بیدار شه
مرینت بیدار شد و گفت
مرینت: تیکی خیلی خواب بدی دیدم هاک ماث داشت موجزه گر منو میگرفت
تیکی: مرینت بیا یکم اب بخر و اروم باش 
🗼 صبح🗼
مرینت یه سر به برج ایفل رفت و در رستوران اونجا یه چیزایی خورد
و تو اونجا ادرین رو دید و ادرین هم اونو دید 
و عکاس ادرین به ادرین گفت
عکاس :نه تو این منظره باید یه دختره خوشگل هم باشه 
وبعد چشم عکاس به مرینت افتاد و به مرینت گفت
عکاس:تو دختر تو اسمت چیه 
مرینت:اسم من مرینت است
و بعد عکاس مرینتو پیشه ادرین برد
عکاس : خب دختر جون بخند ادرین تو هم بخند
بعد عکاسی
عکس ادرین و مرینت تو تلوزیون پخش شد و کلویی که داشت اب پرتقال میخورد تو تلوزیون عکس ادرین و مرینتو باهم دید 
و بعد لایلا هم دید
لایلا:
ببخشید گم بود ولی شما نظر بدید دوستتون دارم 😘😘😘
.: Weblog Themes By Pichak :.
