
از زبان آدرین:
وای دیرم شد(وی هنوز یه مکان ملاقات نرسیده).اون پیر مرده اینجا چه کار می کنه الان تصادف می کنه باید نجاتش بدم(مستر فو را می گوید). وای نه خدا نگه دار آقا.
از زبان مرینت:
چرا پرنس آدرین نمی رسد. چی اون پیر مرده عصا شو گم کرده(بازم جناب فو)کمکش کردم وای اون پرنس آدرین هست
و پرنس آدرین و پرنسس مرینت به هم دیگر می خورند و از هم عذر خواهی می کنند.
_پرنسس مرینت این گل برای شما
_اوه .ممنون
_شنیدم پاریس یک بستنی فروش داره که خیلی بستنی هاش خوشمزه است.
_بله ، آندره بستنی فروش . باید دو نفری خورد.
_فردا باهم بخوریم
_ حتما
ناگهان
تاريخ : شنبه هشتم آذر ۱۳۹۹ | 10:53 | نویسنده : 💎دراگون باگ💎 |
.: Weblog Themes By Pichak :.
