پس از مدتی دکتر از اتاق بیرون آمد.
آدرین: آقای دکتر آقای دکتر حالش چطوره؟خوب میشه؟
دکتر: خوووووب چطور بگم ایشون مسموم شدن
آدرین: مس مس مسموم؟
دکتر:بله و متاسفانه داروی این نوع سم فقط در دارو خانه جادوگر یافته میشود
آدرین: چطور میتونم داروخانه ملکه رو پیدا کنم
دکتر: واقعا میخوای بری قصر ملکه؟
آدرین: این تنها راه نجات مرینت است
دکتر: خوب متاسفانه بله من بهت آدرس قصر ملکه رو میدم ولی ازت خواهش می کنم مراقب خودت باش یا اگر دلشوره داری چند نفر از سرباز های شهر رو با خودت ببر ولی مواظب باش دنبال سرباز های سیاه نرو آخه سرباز های سیاه مال ملکه هستند فقط دنبال سرباز های سفید برو چون آنها هم در اینجا زندانی شدند ولی خوشبختانه راه قصر ملکه را می دانند و میتوانند کمکت کنند.
آدرین: آآآآآم باشه ممنونم
دکتر: خواهش می کنم باز هم تاکید میکنم مواظب سرباز های سیاه باش
آدرین: باشه باشه من رفتم
ملکه: ها ها ها ببینید مهمون داریم
پرستار مرینت: آقای دکتر من یه سوال ازتون دارم
چرا الکی به آقای آدرین امید دادید که میتونه دارو بیاره
دکتر: خوب شاید بتونه دارو رو بیاره به هر حال اون از یک دنیای دیگه اومده شاید به همین خاطر قدرت امیدش بیشتر از ما باشد
آدرین همینطور که دنبال سرباز های سفید می گشت شنل قرمزی رسید ولی چون این دنیا با دنیای داستان ها متفاوت بود اسم شنل قرمزی روبی بود
.روبی: ببینم تو شهروند جدید هستی از کجا اومدی اسمت چیه چرا اومدی اینجا؟
آدرین: نمیدونم باید چطوری به سوالهای شما جواب بدهم ولی ممنون میشم اگه بگید قصر ملکه کجاست
روبی: جدی داری میگی واقعا میخوای بری قصر ملکه اون تورو میکشه.
آدرین: فقط بهم بگید قصر ملکه کجاست
روبی: خووووووب قصر ملکه پشت تپه های سیاهه اون کوه ها رو میبینی پشت اون کوه های سیاه قصر ملکه هست ولی باید مواظب جونت باشی
آدرین: آآآآآآآم باشه ممنون خوب من دیگه باید برم خداحافظ
روبی: خداحافظی
وقتی آدرین به قصر ملکه رسید........
در ادامه این پارت در ساعت 11:00 گذاشته می شود 
.: Weblog Themes By Pichak :.
