(از زبان لیدی:
شت.....اونکه تایم باستره💔(وجی: تو دلش گفت بعد الان قراره صحبت کنه) گفتم:کتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت نواررررررررررر😡
کت:بله لیدی🙀!
لیدی: مگهههه نگفتییی فقطططط نسللل هاییی قدیمتوووو میبیینیییی😡
کت: اخه من از کجا میدونستم😿
لیدی:پسسسسس اززز کجاا میدونستیی میفرستتت پیش نسل های قبلتتتتتت😡
کت:اخه یکیو برگردوند😿
لیدی:جوابی ندارم..😐😑(وجی:ایول کت!)
تایم باستر:💘😑 چرا به من اهمیت نمیدین...منو ادم حساب نمیکنین......شما دوتا بچه مدرسه ای همیشه اینجوری اید.........
کت و لیدی و باستت و الهه ی افرینش باهم( وجی:چه خبره🤯): خفه شوووووووو
تایم باستر:باشه الان خفه میشم...💔
لیدی:حالا واسه چی اومدی تو این زمان میخوتی چه غلطی بکنی😒؟
باستت:.. خب میخوام برتوم گردونم😢 هاک ماث دعوام کرد🥵🥵
لیدی و کت: وات ده هل😑
لیدی:بیا برگردیم و بعد جنگو شروع کنیم این ملت فهمیدن عرضه(وجی:نمیدونم درسته یا نه😅) نداریم پس حداقل بقیه نفهمن
کت:هر طور فکر میکنم تو درست میگی لیدی💔
باستت:ولی قراره سخت بگیرم بهتون
لیدی:پیست(وجی:وقتی دخترا میخوان کسی بترسونن میدونم اصلا شبیهش نیست ولی دیگه چه میشه کرد😇😅)
تایم باستر: یا جد میراکلسسسسس😬😬😬😬
لیدی:هه
تایم باستر:من گناه دارم🥺😭
لیدی) (رام بهشت: بابا پنج دقیقه نبودم گند زدی به رمان وجی: بببخ شی ی د<بدبخت از بس دیشب بد ضربه فنیش کردم الان لکنت گرفته>رام بهشت: کوفت ببخشید! اصلا چرا گیومه باز کردی!<این👈(گیومست> وجی:صبر کن رام بهشت:باشه چون گناه داری)
کخ ریزینویسندگی به صورت ابر بزرگ🤣
هرگز بهش نمیرسین😎
یکم دیگه
یه کوموچولو
رسیدی🤩🥳
کت: لیدییییییی(وجی:با ابر داد کت اشنا بشید!)
لیدی:چیشدههه ومپاییر(وجی:خون آشام) ها حمله کردنن؟!!
کت: دوساعته دارم صدات میکنم کجایی؟
لیدی:همه ی اونا توهم بود؟(وجی:شرط میبندم توقع اینو نداشتید)
کت:چیا؟؟🧐🤓
لیدی:هیچی😁<نیشخند میزنه تا جای دندوم عقل>
کت:تو یه چیزی هست😐😉<چشمک میزنه>عاشقم شدی؟😁🥰
لیدی:....💔 نه<وجی:اروم میگه چون هر موقع مقاومت میکنه کت بیشتر مطمئن میشه>
کت:میبینم که منو شناختی
لیدی:البته
...............................................................................................
برچسبها: تایم باستر, time buster
.: Weblog Themes By Pichak :.
