ممنانم که اومدی(=^・ェ・^=)
لیدی باگ و کت نوار برمیگردن و خودشون رو توی پنج هزار سال پیش میبینن💔(عکساشون توی پوستره)
کت: وای لیدی اصلا تغییر نکردی انگار یک نفریددد!
لیدی:وقتی گفتی نسل خودتو میبینی یعنی یه چیزی تو مایه های همین دیگه منظور این نبود که مامان یا باباتو ببینی🙃
کت: من مامانمو میخوام😐
باستت:شما اینجا چیکا میکنین(وجی:چرا نگفت چه غلطی میکنین؟ رام بهشت:میخواستم همینو بگه ولی متاسفانه فیلم نامه رو اشتباه نوشتم وجی:مگه این یه رمان نیست؟ رام بهشت:جرط دشتتو گذاشتئیب تو دهیم (ترجمه:چرا دستتو گذاشتی رو دهنم)وجی:چون حرفات ارزش نداره😎رام بهشت:خوشم میاد به صاحبت رفتی😎 گنگت بالاس😎)
الهه ی افرینش:اصلا کی هستین؟
باستت:هی من اینو پرسیدم😐
الهه ی افرینش:😒 به درد همکار بودن اصلا نمیخوری بعد توقع داری عاشقت باشم؟!!
باستت:قلبمو شکوندی💔
از زبون لیدی
خب فکر کنم اونم به درد من مبتلاستヽ( ̄ω ̄(。。 )ゝ پس رفتم پیشش و گفتم : کت نوار هم همینه و من همینطوری جوش میزنم
الهه ی افرینش: بیا بغلم😭
لیدی:باشهه
(وجی:اون دوتا همینجوری عر میزنند رام بهشت:حالا نیاز نیست که ابرومو با اون تربیتت ببری😒)
کت نوار :باستت عجیب بود ولی بازم اینطور که لیدی گفت شبیه ترین هولدر به منه
یدفعه.........
خماری:بیاین تو فاز مننن😌😈(خمار شید)
خب ممنونم که همه به جای من حرف میزنین خب میخوام باستت رو معرفی کنم
باستت یکی از الهه های مصر باستانه که گفته میشه ی شیر مادست ولی خیلی شبیه گربست و مصری ها گربه ها رو جزو خدایان خودشون میدونستن و اگه قدیما شما یه گربه رو به صورت اتفاقی میکشتید یا بهش اسیب میزدید احتمالا اعدام میشدین!
کت توی رمانم یکی از الهه های مصر باستان هستش😎
.: Weblog Themes By Pichak :.
