♡عشق مافیا..........p2♡

(بعد از اینکه رئیس رفت.)

توی همین فکر ها بودم که  اون پسره گفت:

عجب تو همون جوجه ای هستی که چند روز پیش صداش کردم. ولی بدون محل گذاشتن رفتی...حالا هم تو گروه مایی...کسی چه میدونه....ولی انتظار نداشتم بتونی عضو این گروه بشی.

گروه شون هم دو تا دختر بود. سه تاپسر. الان من اومدم سه تا دختر سه تا پسر شدن تک به تک خودشون رو معرفی کردن.....ولی

فامیلی شون رو نگفتن...(من:چرا؟)چونتوی مافیای سیاه نباید فامیلی یکی رو بپرسی. ممنوع هست.

#لوک

"اریکا

£الی

&بارنی(همونی که به مدی گف جوجه)

*کارل

منم اسم خودم رو گفتم.

^^مدی

&واقعا جوجه ای.

^^  ببخشيد زبون گربه ها رو بلد نیستم🐈...جیک جیک🐤

&۰_۰

&به هر حال امروز مأموریت نداریم و تعطیلیم.

(۱ماه بعد)

از زبون نویسنده ی گلتون🌷(من)

۱ماه بعد مدی میفهمه اینا یه گروه موسیقی دارن. که هر شب توی اینستا لایو میذارن.

مدی همه ی راز هاش رو به اریکا و الی گفته. و اریکا یکی از راز های مدی رو به همه ی اعضای گروه میگه(من: الان جمع شدن و

دارن از گروه موسیقی شون حرف میزنن)

مدی یه نگاه به اریکا میکنه که منظورش:سرت رو از بدنت جدامیکنم********

"اممم انگار نباید اینو میگفتم...

حالا به نظر تون چی گفت؟ گفت که مدی پیانو میزنه. اونم درست وقتی که به کسیپیانو بلد باشه نیاز دارن...بعد از کلی خواهش مدی قبول میکنه که عضو این گروه بشه.

(۱۱ ماه بعد)

یک سال از روزی که مدی اومده بود میگذشت و رابطه بین این ۶ نفر (اعضایگروهش)بیشتر میشه با هم به کلی مأموریت میرن و

با هم حرف میزنن میرن سینما و کلی تفریحات دیگه. اما....این ۶ ماه روی دو نفر خیلی بیشتر تاثیر گذاشت. یکی ازاونا بارنی بود.

اون حس نسبتی به مدی داشت و هیچ وقت نمیتونست بهش بگه.ولی این رازش رو به کارل گفته بود.



خب میدونم این پارت کم بود ولی باید درس بخونم فردا بازم امتحان داریمم و من هنوز هیچی نخوندم

بای لاو ها💜💜💜



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۹ | 17:51 | نویسنده : 🧊Alice🧊 |