اون تصمیم گرفت که خودش رو قربانی کنه اون کتاکلیزمش رو فعال کرد و خواست که به خودش بزنه که یهو همون کسی که قدرت مرینت رو داشت اون حاله ی مرگ رو حس کرد و سریع خودش رو با قدرتش به اونجا فرستاد و جلو ی ادرین رو گرفت ادرین تعجب کرد چشماشو باز کرد و دید که(حدس بزنین کی اون دختر بوده👿😜😝😝)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هاها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دید که اون دختر میلن بود (چیه تعجب کردین😂😂)ادرین قضیه رو گفت و میلن گفت که نباید خودش رو قربانی کنه اونا میخوان با نابودی تو قدرتت رو جذب کنن اونا فقط شبا میتونن به انسان صدمه بزنن و ما رو ببینن نه روزا پس ما باید هر طور شده مرینت رو توی روز برگردونیم من جادوم کمه اما مرینت جادوش بیشتره و فقط اونه که میتونه این روح ها رو از بین ببره اونموقع ساعت 1 شب بود ادرین و میلن خوابیدن و روز شد و اونا بیدار شدن میلن جادوش کم بود برای همین انرژی زیادی رو برای زنده کردن مرینت باید صرف میکرد اون تا اومد وردش رو بخونه یه حاله ای از دنیا ی جن و ارواح دریافت کرد اون نفهمید معنی حاله چی بوده و شروع به وندن کرد و یهو تا اومد به مرینت که ذقال شده بود دست بزنه..........

 

 

اوف دستم شکست و از شر اون هم راحت شدم (هر هر  هر من اینجام)باز تو اومدیییییی 

فقط شما یادتون باشه 4 نظر ها یادتون باشه بعدش من توی یه برنامه به اسم اخرین خبر تو قسمت عکاس خونه فعالیت میکنم و چیزای ترسناک میزارم برای همین هم باید برای اونجا پست بزارم و هم اینجا برای همین خیلی چیز ها درباره ی جهان  اخرالزمان و جن و ارواح میدونم اگه چیزی رو میخواین دربارش بدونین بهم گین تا جواب بدم😀😀😀

 

هرگز نشه فراموش                             دادن نظر زیر پستامون

 

 

اه راستی من دقیقا ز روز غیر فعالیم ا الان 10000000تا ئوری اومد تو ذهنم😂😂😂😐😐



تاريخ : سه شنبه چهارم خرداد ۱۴۰۰ | 23:56 | نویسنده : 🐱🐞 لیدی نوار🐞🐱 |