سلام بیخسید دیر پارت دادم واقعا سرم شلوغ بود برای جبران امروز دو پارت میدم

 

 

 

 

که ناگهان دید مشکلی هست اون باید یکی رو پیدا میکرد که قدرتش مثل مرینت باشه و فقط دو نفر در این دنیا اکن قدرت رو دارند ادرین همون لحظه که داشت فکر میکرد تا ببینه توی سفرشون کسی رو با این قدرت دیدن یک روح رو دید اول ترسید و خواست اونو هر جور شده دور کنه اما بعد متوجه یک چیز شد اون روح ......

 

 

 

 

 

 

 

 

بیا پایین

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ها ها ها ها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اون روح مرینت بود که اونجا  بود اون تعجب کرد و بعد از مرینت پرسید که تو  الا یک روحی کسی رو با قدرت خودت ندیدی مرینت هم گفت چرا دیدم و اون اسمش یهو صدای مرینت قطع شد و بعد از چند ثانیه ناپدید شد ادرین همون لحظه دوباره یک روح دید و فکر کرد که مرینت اما بعد متوجه شد که  اون یکی دیگس اون به ادرین هشدار داد که خواهرش مرینت پیش اوناس و بعد گفت اگر کار هایی رو که میگیم نکنی کاری میکنیم که دیگه نتونی خواهرت رو ببینی کار هایی کا ادرین میکرد ساده بود اما دردناک اونا گفتن که باید یکی رو که باید یا خودش رو بکشه تا خواهرش زنده بشه یا یکی از اعزای خانوادشون رو باید بکشه تا اون زنده بشه(مثل قضیه ی قسمت فرعون که باید یکی رو غربانی میکردن که اون یکی زنده شه)ادرین که گیج شده بود(این بچمون هم که همیشه گیجه کی مبخواد مخ این کار کنه که این رو من میدونم)تصمیم گرفت که...............

 

نظر ندی دیگه پارت نمیدم اوه البته میتونین هم نظر ندین چون چند  روز بود که پارت نداده بودم

واقعا هی داره گوشیم هنگ یکنه کلمخ هارو اشتباه یکنوسم اگه اشتباهی ود ببخشید



تاريخ : یکشنبه پنجم اردیبهشت ۱۴۰۰ | 13:18 | نویسنده : 🐱🐞 لیدی نوار🐞🐱 |