ریوکو و پرنسس جاستس آماده ی جنگ بودن.
ریوکو شمشیرش رو محکم گرفت دستش. هنوز هیچی نشده بود دستاش از استرس عرق کرده بودن و شمشیر لیز می خورد. می دونست پرنسس جاستس خیلی قویه.



----------- از زبون ارورا ----------
تبدیل شدم و از تو یویوم جای مرینت رو پیدا کردم. یویو خیلی باحاله کلی کار میشد باهاش کرد.
رفتم سمت جایی که مرینت هست. کنار برج ایفله. همین طور که از بالای ساختمونا حرکت می کردم، کلویی رو دیدم که با طناب بسته شده بود. مطمئنم کار مرینته.
طناب شل شده بود و داشت میافتاد.


خدا رو شکر به موقع رسیدم.
________ در همین حال پرنسس جاستس و ریوکو کنار برج ایفل______
از زبون ادمین🤍:
ریوکو و پرنسس جاستس همین طور داشتن می جنگیدن. قدرتای پرنسس جاستس از ریکو خیلی بیشتر بود. همین باعث شد ریوکو ناامید بشه ولی همچنان به مبارزه ادامه داد. درست لحظه ای که فکر میکرد کارش ساختست، وایپریون رسید. ریوکو سرش رو به سمت وایپریون چرخوند تا کمک بخواد. اما....

پرنسس جاستس: وقت محاکمست ریوکو! 


ریوکو داشت از بین می رفت که وایپریون از قدرت فرصت دوبارش استفاده کرد.

بعد، دقیقا در حالی که ریوکو و پرنسس جاستس داشتن می جنگیدن. وایپریون داد زد : ریوکوووووووووووو
پرنسس جاستس هم از فرصت استفاده کرد و اسلحشو به سمت وایپریون پرت کرد.


---------------- در همین حال ریناروژ و کاراپیس---------------
ریناروژ و کاراپیس داشتن میرسیدن که ادرینو بالای یه ساختمون دیدن
و رفتن پیشش.

ریناروژ: ادرین چرا اینجایی؟
ادرین: مرینت اکوماتیز شده و منو آورده اینجا نمی دونم چرا 
(یعنی رنگ چشم و موی مرینت عوض شد فهمید مرینته اونوقت نفهمید لیدی باگ مرینته؟
....)
ریناروژ: اهان 
ریناروژ و کاراپیس ادرینو بردن تو یه کوچه ی خلوت و بهش گفتن همونجا بمونه تا مرینت رو نجات بدن
از زبون ادرین:
مطمئن شدن که ریناروژ و کاراپیس رفتن. حالا وقتشه که کت نوار کمک کنه!
_ پلگ! کلاز اوت!....
پایان این پارت
برای پارت بعد ۶ کامنت 
.: Weblog Themes By Pichak :.
