از زبون پرنسس جاستس💔:

ادرین جونمو بردم بالای یکی از ساختمونا تا کسی نتونه نزدیکش بشه حتی اون کاگامی بیشعور😐 قسم می خورم اگه ببینمش در جا نابودش کنم.

-------------------------در همین حال تیکی میرسه پیش استاد فو--------------

تیکی: استاد فو! مرینت اکوماتیز شده! حالا باید چی کار کنم؟ یه لیدی باگ جدید پیدا کنم؟ مرینت به هاکماث نگه لیدی باگه؟ جای میراکلس هارو لو نده؟! من فقط تونستم گوشواره هاشو بردارم. حالا چی کار کنیم؟ اگه....

استاد فو: تیکی اروم باش! خوشبختانه راه حلی وجود داره. هولدر های میراکلس وقتی اکوماتیز بشن درباره ی هویت قهرمانی شون چیزی به خاطر نمیارن. الان مرینت نه راجب اینکه لیدی باگه میدونه نه جای میراکلس هارو یادش میاد. البته اینو کوامی ها نباید می دونستن...

تیکی: اوف خدا رو شکر. حالا... باید یه لیدی باگ جدید پیدا کنین؟

استاد فو: من نه! تو! تو باید پیدا کنی! ممکنه مرینت جای میراکلس هارو ندونه ولی شاید قیافه ی من یادش باشه برای همین بهتره که بیرون نرم. این کار به عهده ی توئه. کسی که برای میراکلس لیدی باگ شایسته باهش رو میشناسی؟

تیکی: هومم راستش اره....

 

تیکی و استاد فو به این نتیجه رسیدن که به هولدر های دیگه هم احتیاج دارن. پس همین طور که بقیه کوامی ها رفتن سراغ صاحب هاشون، تیکی هم رفت سراغ لیدی باگ جدید.

 

(ادمین: نینو چرا خوشحاله؟😂)

_________تیکی به شخص مورد نظر میرسه____________

و اون کسی نیست جز...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اروارا!    ( شاخ در اوردید نه؟😂) (اسمش اروارا بود دیگه اره؟...)

اروارا: تو دیگه چی هستی؟

تیکی: (شروع میکنه به توضیح دادن)

اروارا: پس من الان لیدی باگ جدیدم؟

تیکی: خب اسمت دیگه لیدی باگ نیست تو اسم خودت رو داری

اروارا: پس لیدی باگ اصلی چی؟ اون نمی تونه کمک کنه؟

تیکی: نه متأسفانه این بار فقط این بار میراکلس کفشدوزک مال توئه. نباید هم به هیچکس بگی.

اروارا: باشه ولی...

فکر نمی کنم بتونم از پسش بر بیام 😔

تیکی: تو میتونی! من می دونم که می تونی وگرنه مراکلس رو بهت نمی دادم!

اروارا: باشه... به خاطر مرینت. امیدوارم بتونم لیدی باگ رو سربلند کنم.

______________ در این حال بقیه هولدرها تبدیل شدن و دارن خودشونو به مرینت میرسونن_______________

ریوکو اولین نفری بود که رسید

پرنسس جاستس: هه  فکر می کردم لیدی باگ و کت نوار بیان ولی اینقدر ترسو بودن که تورو فرستادن ریوکو!.... 

 

 

 

پایان این پارت 

برای پارت بعدی ----》۷ کامنت 

 



تاريخ : دوشنبه شانزدهم فروردین ۱۴۰۰ | 18:43 | نویسنده : ⌠✦𝑲𝒊𝒎𝒊𝒌𝒐🐾⌡ |