راوی:بعد از اینکه لایلا رو از استودیو بیرون کردن لایلا به خشم خیلی زیادی دست یافت  در همین حال هاکماث یک اکومارو به سمت لایلا رها کرد بعد از کمی حرف زدن با هاکماث به یک هیولای اتشین تبدیل شد

من: در استودیو بودم که یکی از تلویزیون ها داشت نادیا شاماک رو نشون میداد در همین حال دیدم که یک فرد اتشین به سمت استودیو می اید با تمام سرعت به سمت دستشوییها رفتم و در این انجا تغیر شکل دادم و به گربه سیاه تبدیل شدم!!وقتی من به اونجا رسیدم دیدم که لیدی باگ داره با اون میجنگه من هم به کمک اون رفتم و با هم اون رو شکست دادیم لیدی باگ شئی که اکوما توش بود رو شکست و اکومارو گرفت همین که می خواست از کفشدوزک معجزه اسا استفاده کنه مایور و هاکماث با یک سنتی مانستر به اونجا اومدن هاکماث زمانی که سرمن و کفشدوزک گرم بود یک اکومارا به سمت لایلا رها کرد اما ما اینبار شاهد یک هیولای دیگر بودیم!!!چی؟؟؟اینبار باید با ولپینا،مایورا،هاکماث و سنتی مانستر روبه رو می شدیم من و کفشدوزک هنوز و قت داشتیم اما توان مبارزه رو نداشتیم در این حین لیدی باگ از گردنه شانسش استفاده کرد!!چی؟؟این دیگه چیه ؟؟بلافاصله کفشدوزک از گردونه ای که گیرش امده بود فهمید که به نیروی کمکی نیاز دارد

 

بقیه رو ایشالله بعدن

    تا دیداری دیگر

                       خدانگهدار



تاريخ : جمعه سیزدهم فروردین ۱۴۰۰ | 3:12 | نویسنده : 🌊Dragon noir🌊 |