فلس بک حال 

مری : الان که حال هستیم نیاز به فلس بک نداره 

فقط خواستم گفته باشم

مری : 

تو کافه نشسته بودم سفارش دادم یه لیوان میلکشیک وقتی اوردن هندسفری رو تو گوشم کردم اهنگ گذاشتم غمگین ترین اهنگ سال همونطور که میلکشیک  می خوردم عکسایی که با ادرین داشتمو تک تک پاک میکردم با هر بک عکسی که پاک میکردم غم و اندوهم دوربرابر میشد طاقت نیوردم و همه رو یک جا پاک کردم میلکشیکم تموم شد و گوشیمو همونطور گداشتم داشت می خوند

فلش بک چند هفته پیش 

ادرین گفت برام غافلگیری داره رفتم منو برد تو یه تپه جلوی همه یه عکاسم بود و گفت مارینت به دقت نگاه کن با شوق گفتم باشه بعد کاگامی اومد ادرین کاگامی رو بوسید همون حال طلا قم داد و عکسشون تو اینستا پخش شد گریه ام گرفت و رفتم پیش الیا

ا سلام مرینت میدونم چه حسی داری غصه نخور 

داد زدم و گفتم چطور تو به مینو رسیدی جولیا و رز عشقمون رو پیدا کردن و بقیه ی کلاس تنها کسی که مونده منم به نظرت دو هفته دیگه تو دانشگاه چی میشه من هستم و تنها هر کی یه کسی رو داره 

ا نمیدونم مرینت نمیدونم 

زدم زیر گریه و رفتم خونه خوابم برد تو اون چند روز خودمو با زندگی هماهنگ کردم و دیگه هیچ وقت نمیخواستم عاشق بشم

عاشق شدم 

دیونه شدم 

اما جوابم با شکست هیچی نشد 

یه دیونه بودم

یه عاشق 

پریشان شدم حالا دوباره 

دیگه نمی خوام عاشق بشم 

دیوانه ی روان یه کسی بشم 

میخوام آزاد باشم و بگیرم انتقاممو 

از هر کی هسته عاشقم 

شاعر خودم 

فلس بک زمان حال 

حس کردم یکی پشتمه سرم و برگردوندم دیدم یه ..... 

کاالللللللللللللللللللللللللااااااااااتتتتت 

بد جایی کات کردم نه بعدی چهار تا کامنت 

 

 

 

 



تاريخ : شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۹ | 13:36 | نویسنده : 🌺ماریا🌺 |