رفتیم مدرسه عاقدم اومد کاگامی رو طلاق داد لوکا غش کرد و راهی بیمارستان شد
مری : 😎😎
حالت خوبه وجب خوشگلم
مری : عالیم
ال یا از چپ و راست هی عکس میگرفت ول کن ما نبود دو بسته پول ریختیم تو مدرسه دوتایی رفتیم تو شهر در گوشش گفتم ادرین ادرین گفت بله جیگر گفتم اولا نگو جیگر دوما داریم از شهر میگزریم گفت خوب که چی گفتم حالت خوبه
مری : گفت خیر
چرا داستان و تغییر میدی
مری : چون مرض دارم
من : شق
گفت اره خوب شهر باشه امروز شاد باش اصلا یک کار چشا تو می بندم تا جایی که میخوایم برسیم خنده اومد رو لبم گفتم باشه دست مو گرفت و کشید جلوی دامنمو گرفتم و دنبالش دویدم وقتی رسیدم یه جای سرسبز بود شلوغ نبود ولی بهش اطمینان کردم دوتایی از این ور چمن می رفتیم اون ور وس ط راه نفسم گرفتم گفتم آخه ادرین وایستا اومد و عقب گفت
مری : بدبخت شدیم الان ضد حال میزنه
تو از کجا میدونی علم غیب داری
مری : نه ولی معلومه دیگه خنگ شق
اولا خنگ نیستم دوما تو از کجا میدونی فضول
مری : اولا
نمیخواد تو به من یاد بدی خودم بلدم آه 😑😑😑😑😐😐😒😒
حالت خوبه گفتم اره نفسم فقط بند اومد
این جاش مخصوص جنبه داراست نمی خواین نخونین به مو چه
مری : همیشه میگه
حالا که اینطور شد به تو چه
مری : اااااا میخواین خفت کنم بلند من به صندلی خودم چنان داستان و منحرفی کنم حال کنن
نه ممنون خواستی پارت بعد بکن در ضمن پارت بعدم نمی تونی بکنی
مری : بشین و ببین
ادامه از زبان ادری
لب مو گذاشتم رو لبش ه مراهیم کرد گرمای لب شو حس می کردم خیلی کیف می داد می خواسنم تا ابد این کار رو بکنم ول کنش نبودم آخر ولش کردم گل انداخته بود اونم از گونه هام بوسم کرد رژش افتاد رو لبم ردش خیلی خوش گذشت یه نوشابه گرفتم با دوتا نی یک نی دادم به مری یه نیم مال خودم شروع کردیم دوتایی به خوردن نوشابه خیلی خوش گذشت تا اینکه همه ما رو نگاه میکردن مری خسته بود حال نداشت دراز کش بدم ابرارو نگاه میکردیم می گفتیم می خندیدیم مری خوابش برد تو بغلم گرفتمش و دوتایی خوابیدیم وقتی از خواب بیدار شدیم بالا سرمون .......
ادامه واسه پارت بعد بعدی چهار تا کامنت به سه تا راضی میشم
.: Weblog Themes By Pichak :.
