وقتی افتادم دامنم انگار اندازه یه فلکه بود و باز شد بالا رو نگاه کردم دو نفر بودن به حرف های پسره گوش دادم می گفت نگاه کن اون دختره رو عین ماه هست اون دو تا ادرین اگرست و برادرش فیلیکس هست (فک کنم اسمشو درست نوشتم و همچنین فک کنم الان میخواین خفم کنین /خدا رو شکر ) نگاه کردم دوتاشون دستاشونو آورده بودن جلو یعنی دستتو بده بلند شو دستمو دادم به ادرین و بلند شدم لباس مو تکوند بعد دستشو گرفتمو دوتایی راه افتادیم سوار ماشینش شدیم و رفتیم
ادامه از زبان فیلیکس ( گناه دارم اگه میخواین پخ پخم کنین )
پچ پچ کنان : مثل اینکه مهرش به دلم نشسته باید عشقشو جلب کنم به خودم فردا در مدرسه
ادامه واسه پارت بعد آرت بعدی چهارتاکامنت واگر نه نمودم 😉😉😉😉 و اگه کنه ببخشید ولی فک کنم کم نیست 😂😂😂😄😄😊😊
تاريخ : سه شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۹ | 16:58 | نویسنده : 🌺ماریا🌺 |
.: Weblog Themes By Pichak :.
