امدنت ناگهانی بود
عشق حقیقی ام
با امدنت
دنیا را تازه کردی اما
نمی خوامت دیگر
فهمیدم که تو
من را دوست نداری
و عاشق کاگامی هستی
منم لاشق لوکا شدم و خدانگهدار برای همیشه عشقم
تیکی شایدم نظرش عوض شد
چی
همونی که شنیدی
ادامه از زبان مرینت به دلیل کم بود کامنت از زبان ادرین برای پارت بعد برای بعدی شیش تا کامنت اگه کامنت بدید لوکا رو حذف می کنم البته قطعی نیست
ادامه از زبان مرینت
یهو لوکا اومد تو دستش یه گردنبند بود خیلی قشنگ بود انگار جون گرفتم گفتم دستت درد نکنه عشقم عروسیمون من که می خوام ...... حرفمو قطع کرد و گفت این چه حرفیه می زنی من عاشقتم تو نباید بری هر هر کاری می کنم که تو بازم بمونی گفتم اما نمیشه گفت چرا میشه گفت فردا میرم امروز عصر عقد می کنیم و شبم غافلگیری دارم برات جیگر ذوق زده شدم و گفتم راست می گی گفت اره دروغم چیه گفتم وای عشقم من چقدر خوشحالم دارم بال در میارم گفت بال در نیار من هنوز تو رو می خوام میری بالا گم می شی هر دومون زدیم زیر خنده همه ی بیمارستان می خندیدند و ما رو مثل چی نگاه می کردند اما توجه نکردیم عصر شد رفتم سر قرار برای عقد وای چه جایی بود تو لباس عروس محشر بودم که دوباره سر و کله ی ..........
مری : وای بگو بگو بد جایی کات کردی
نمیشه زود کامنت بدین بزارم
نمیشه من از طرف وجی ها نظر بدم بدی
نه
ای بابا زود نظر میدین ها واگر نه با خشم مری روبه رو میشین
خشمش یکم بده پیشنهاد می کنم حماقت نکنین دفعه ی قبل می خواست داستانو کات کنه بگه لوکا و مرینت باهم کاگامی و ادرین باهم می خواستم خفش کنم
فعلا خدانگهدار
لایک و کامنت فراموش نشه
.: Weblog Themes By Pichak :.
